X
تبلیغات
نماشا
رایتل

قتل و ازدواج اجباری

پیلوت بازنشسته را به قتل رساند وبا دخترجوان بیست ساله ی او بزورازدواج کرد.

گزارش از : بهرام روشنگر

خانم شریفه دختر پیلوت باز نشسته، در غروب دلتنگ 29 میزان سال 1371با دیدن جسد در خون آغشته پدر دانست که یگانه مدافع خود را از دست داده است و شراب بیگ قوماندان بدهیکل با دندان های پیش برآمده ، با وجود داشتن سه زن دیگر بزودی اورا هم بزوربزنی می گیرد.

گل خانم آموزگار ادبیات در لیسه نسوان شهرمیمنه که همسایه شریفه و شاهد عینی قتل موسی خان بود،خاطره تلخ این حادثه را چنین حکایت کرد:

شریفه دخترموسی خان پیلوت با چشمان مملو ازاشک و مو های دراز و پریشان بالای جسد پدر زاروحیران گریه میکرد و به  افرادایکه درچارطرف جنازه پدر او حلقه زده بودند با نگاه های مظلومانه التماس مینمود که نجات اش دهند و اما دریغ که سرها در گریبان بود و هیچکسی توانمندی نجات او را نداشت. بخاطری که پدراو موسی خان سابق پیلوت ومرد محاسن سفید شصت ساله را یکروز قبل بنابرمخالفت بااین عروسی اجباری به قتل رسانده  بودند.

در سال1371 دگر جنرال رسول پهلوان معاون اول نظامی جنرال رشید دوستم رهبر جنبش ملی اسلامی، حاکم عام وتام و جرنیل خود مختار ولایت فاریاب بود، که اداره رسمی ولایت فاریاب را به حیث قوماندان عمومی نظامی  فاریاب رهبری میکرد و باز داشت ها و قتل ها به دستور او عملی میشد.

 سید آغا یکی از شاهدان عینی، جریان دستگیری وقتل  موسی خان را چنین بخاطر آورد:"من با چند دوست دیگر شهیدموسی جهت انجام  نماز عصرروز28 میزان سال 1371 در منزل او کنار هم ایستاده بودیم که خدای رحم مشهور به کچوک ، قوماندان انضباط گارنیزون نظامی فاریاب بادو سرباز داخل منزل موسی خان شدند . همزمان با ورود این افسر ، مراسم مذهبی نمازپایان یافت و خدای رحم به موسی جان پیلوت گفت:شما را فتح الله خان قوماندان گارنیزون کار دارد.موسی خان بدون کدام حرف و سخن در حالیکه سه نظامی در سه سمت او حرکت میکردند براه افتاد و از منزل خارج شد.عساکر دیگرگارنیزون نظامی  قبلا تمام کوچه و اطراف منزل موسی را که درمنطقه  زرگر خانه شهر میمنه واقع بود محاصره نموده بودند.

آقای سید آغا چشمدید خود را چنین ادامه داد: با خروج آنها ما هم بسوی کوچه شتافتیم و دیدیم که فتح الله خان در کنار موتر جیب روسی خود قرار دارد و پیلوت سالخورده را به داخل موتر رهنمایی میکند.فقط چند ثانیه بعد برای آخرین بار موسی جان بیچاره را در بین موتری که در چوکی پیشروی آن فتح الله خان قرار داشت دیدم که موترازکنار سرک دور زد و بسوی گارنیزون نظامی براه افتاد."

جنرال فتح الله در آنوقت قوماندان گارنیزون شهر میمنه بود و ازاقارب نزدیک رسول پهلوان است. ا و فعلا در اردوی ملی ایفای وظیفه میکند .

بسیاری از متهمان نقض حقوق بشر،  در اردو ملی وبخش های دیگر دولت  تحت رهبری کرزی چوکی های بلندی را تصاحب نموده اند و بدون کوچکترین دغدغه از تعقیب عدلی و بازپرس از اعمال ضد بشری گذشته شان، در حمایت امریکایی ها ومتحدین آن قرار دارند.

با وجود سعی وتلاش آدرس فتح الله بدست نیامد، تادر باره قتل موسی خان با او مصاحبه میشد.  روزی قل افسر بازنشسته و سابق همکار فتح الله گفت که آقای فتح الله  درولایا ت جنوبی کشور مصروف نبرد با طالبان است که امکان تماس با او کمتر میسر میشود.به هر صورت، شاید در پاسخ به این پرسش که چرا فرد بیگناهی را بقتل رسانده است؟ آقای فتح الله بگوید که دستور  آمر بالایی را منحیث یک نظامی تحت امر اجرا نموده است.

باید اذهان داشت که ماده 86 پروتوکول  اول الحاقیه کنوانسیون ژنیو1949 بیان میدارد:" اگر افسران زیر دست میدانستند که مافوق آنها درحال نقض قوانین است و یا نقض خواهند کرد و در حد توانایی برای جلوگیری یا سرکوب این نقض عملی انجام ندهند مسوول خواهند بود."

یکی از اقارب موسی خان که نمی خو اهد نام خود را برای رسانه ها بگوید و بجای اسم اصلی اش خود را حسن غمکش خواند، در مورد چگونه گی اطلاع یافتن ازمرگ موسی خان چنین توضیح داد:" فردای روزبازداشت شهید موسی یک فرد ناشناس ملکی به خانه موسی خان آمده برای پسرمرحوم میگوید که جنازه ی پدر او را در دشت بابا قوشقار دیده است  ولهذا همه اقارب و همسایه ها عجولانه جمع شده بطرف دشت باباقوشقار که در سه کیلومتری شهر میمنه واقع گردیده است رفتیم و جنازه را برداشته به خانه آوردیم . و کسی جرات پرسیدن از رسول پهلوان و فتح الله قوماندان را هم نداشت تا پرسان کند که چرا و بخاطرچه مرد محاسن سفید و بیگناهی را بی رحمانه به قتل رسانده اند ."

قبل از موسی خان  افراد دیگری چون داکتر حسن  داکتر نظامی فاریاب ،ایل بیگی محاسن سفید متنفذ ولسوالی خواجه سبزپوش فاریاب و... نیز به امررسول پهلوان به همین شکل کشته شده بودند که هیچ کسی توان پرسیدن دلیل اینگونه جرایم علیه بشریت را، از حاکمان وقت نداشت .

جرایم علیه بشریت، در موفقتنامه تعقیب عدلی و مجازات جنایت کاران جنگی که در سال 1945 امریکاو متحدین آنرا به امضا رساندند ودر منشور محکمه بین المللی نورمبرگ نیزدرج شده است، عبارت از قتل،انهدام،اسارت،اخراج ازکشورودیگراقدامات غیرانسانی علیه مردم ملکی تعریف گردیده است .

کنواسیون های چارگانه 1949نیزدر احکام مندرجه خود جرایم علیه بشریت راچون موفقتنامه تذکر رفته تعریف نموده اند.

 عضو دیگر فامیل موسی خان که خود را با نام مستعار احمد معرفی کرد،می گوید: مراسم فاتحه خوانی مرحوم موسی تمام نشده بود که شراب بیگ قوماندان باعساکر خود آمد وبه ملای که  با خود آورده بود دستور داد که بدون معطلی نکاح شریفه دختر مقتول را با او بسته کند ودر فاصله زمانی کوتاه مراسم نکاح انجام یافت ودختررا قوماندان شراب بیگ باخودبرد".

شراب بیگ معاون نظامی رسول پهلوان در آن زمان بود واین دو قوماندان ازجمله معاونان عبدالرشید دوستم رهبر جنبش ملی اسلامی افغانستان بودند.

رسول پهلوان در4سرطان سال 1375 توسط فردی بنام عبدالصمد فاریابی که یکی از محافظان اش بود بافیرمرمی  دردشت شور شهر مزارشریف کشته شد و بعد از مرگ رسول پهلوان شراب بیگ توسط برادران رسول،  آقایان ملک خان و گل محمد پهلوان به قتل رسید.

برادرومعاون اول نظامی رسول پهلوان آقای گل محمد پهلوان  که حالا در مزارشریف زنده گی میکند ویکی از رهبران حزب آزادی به رهبری جنرال ملک  میباشد در مورد قتل موسی پیلوت به گزارشگرگفت:  "من در آنزمان قوماندان فرقه 511بودم در گارنیزون شهر میمنه مسوولیت نداشتم و هیچ اطلاعی از قتل فردی بنام موسی ندارم"

اکثرهمکاران جنگسالاران کشته شده ازحوادث جنایت بار ولی نعمتان سابق شان ، اظهار بی اطلاعی  میکنند ویا حاضر به مصاحبه با مطبوعات نمیشوند.

شریفه که قربانی نقض حقوق بشری قوماندانان هریک رسول پهلوان وشراب بیگ پهلوان شده است میگوید:"من بادیدن شراب بیگ به نوعی مرض روانی مصاب شدم وبیهوش گردیدم چون در زنده گی خود هیچگاه فردی چنان چاق با دندانهای پیش برآمده که دستانش بنابر پندیده گی شکم به لگن خاصره اش نمی رسید، ندیده بودم ."

شراب بیگ هر وفتیکه که برای رفع حاجت به مبرز میرفت یکی از زنهایش که خاتون لقب داشت با کاغذ تشناب موظف بود تا معقد اورا پاک کند ودرحالت بیرون ازمنزل نوکر خاص او که همیشه در کناراش حاضر بود وظیفه خاتون را انجام میداد.

شریفه افزود:" او(شراب بیگ) در نظر من مشابه دیوهای بود که  درکودکی افسانه هایش را جهت بخواب رفتنم مادر کلانم قصه میکرد. من در باره بی رحمی او شنیده بودم که 70 تن از مرد وزن و کودکان پسران کاکای خود را با شمشیر سربریده بود  این همه باعث می شد که با دیدن قوماندان شراب بیگ،من تا سرحد بی هوشی بترسم ."

خانم شریفه در ادامه صحبت هایش اضافه کرد : "اکثر اوقات دچار نوعی مالیخولیایی میشدم و درگوشه ی بفکر می رفتم  که  نمی دانستم چه اتفاقی افتاده  است؟درکجا هستم ؟پدرم چه شد؟ومن به چه سرنوشتی مواجه شده ام؟ و گه گاهی تا حدی مرض روانی من  پیش می رفت که داکتران  در بدنم  سیروم  زرق میکردند و همیشه ادویه راحت کن اعصاب تجویز میکردند."

شریفه نتوانست بیش از این ازدرد های گذشته خود یاد آور شود ودر حالیکه گلویش را بغض گرفته بود صحبت را ترک گفت.

تاحال در باره جنایات جنگسالاران افغانستان کمترین راپورهانوشته شده وبیشترین حرف هاوسخن ها ناگفته مانده است .

محمدعظیم یکی از همنشین ها وهم صحبت ها ی شراب بیگ قصه میکند که قوماندان بیگ هرزمانی که از جنگ های بین الحزبی برمیگشت درباره کشتارمردم ملکی مناطق به اصطلاح او( دشمن )،بسیاربه افتخارسخن میگفت و باری قصه کرده بود که درولسوالی غورماچ  ولایت بادغیس بعد ازشکست وعقب نشینی نیرو های اسمعیل خان سابق حاکم هرات و فعلا وزیرآب وبرق کشور درمنزلی طفل شش ماهه را می بیند که مادرش درکنار گهواره بنابراصابت مرمی مرده است وطفل ازفرط گرسنگی گریه میکند .شراب بیگ میل تفنگ را بر دهان طفل می گذارد وطفلک به تصور اینکه پستان مادر است،نوک میل تفنگ راشروع به مکیدن می نمایید واما شراب بیگ بجای رحم و ترحم ماشه را می فشارد تا به ضم خودش تخم دشمن را زنده نگذاشته باشد.

"در سه دهه اخیرجنایات هولناک تر از اعمال شراب بیگ در افغانستان توسط جنگسالاران صورت گرفته است و از آغاز حاکمیت کرزی تا امروزبه کرات دولت برنامه عمل برای تطبیق عدالت ترتیب داده است و نهاد های مدافع حقوق بشری نیز برنامه ها برای تطبیق عدالت انتقالی ساخته اند؛ پروسه مستند سازی از جرایم جنگی را براه انداختند وپیوسته در مطبوعات از عدالت سخن گفتند. دریغ ودرد ! برعکس در عمل بلند ترین کرسی ها ی دولتی را به جنگسالاران و ناقضین حقوق بشرسپردند."

حرفهای بالا را آقای سرمد ژورنالیست و تحلیل گر سیاسی گفت.

آقای سرمد اضافه کرد که عدالت خواهی بسیاری از نهاد های خارجی وداخلی مدافع حقوق بشر ودولت کرزی جهت اغوای مردم است وبه دروغ ، های هوی عدالت خواهی براه می اندازند.

روح الله رامح مسوول بخش عدالت انتقالی کمیسون مستقل حقوق بشرافغانستان خلاف سخنان آقای اثیربرای مردم در یک برنامه تلویزونی شام مورخ  19 جدی اطمینان داد که مطابق برنامه عمل دولت، ارگان های تعقیب عدلی ایجاد میشود و بعد عدالت  تطبیق میگردد.